امروز روز دوم عیده و عادی گذشت.
یه حس عجیبی امسال داره و اینکه دوتا از ماهیامون مردن تاالان 
امروز دومین روزیه که دارم طبق برنامه ای که ریخته بودم پیش میرم..خوبه فعلا که راضی ام
و اینکه یه چیزی هس که ی بخشش خوشحالم میکنه هم و بخش دیگش ناراحت..
به یکی از استادام که خیلی دوسش دارم پیام تبریک عید ارسال کردم و بعد یه روز جواب داد که این همون بخش خوشحال کننده اس و اینکه انتظار داشتم صمیمانه تر جواب بده..
میدونم که درستشم همینه خب اره دیگ همینه پس مشکل چیه؟!
(اینکه گفتم دوسش دارم یه وقت سو تفاهم نشه
برام فقط مثل یه استاده خوبه..خیلی خوب)
الان دو سه روزه که یه اتفاقی باعث شده نسبت به دوستام دلسرد بشم مخصوصا در مورد یکیشون..
چون کاملا خارج از چهارچوبامه که بخام باهاش دوست بمونم و این داره اذیتم میکنه نمیدونم چطور باید از این ارتباط خارج بشم الان تنها تلاشم اینه که سعی میکنم ارتباطمو باهاش کم کنم تا به مرور کمرنگ تر بشه.
میدونم اشتباه از خودم بود..از همون اول شروعش اشتباه بود و حتی میدونستم اینو اما نمیدونم چرا اصرار داشتم به ادامه داد.
به قول آبجیم تحت تاثیر جو دانشگاه قرار گرفتم.
.
.
مثلن گفتم وبلاگ بزنم که بتونم حرفامو بزنم اما مثل اینکه اینجام نمیتونم