در مسیر سرنوشت
اتفاقات، افکار، احساسات، برشی از زندگی

خب خب خب

از مرداد تا حالا خیلی عجیب تر از قبل پیش رفت. خیلی ناراحتم ک حتی اینجام نمیتونم راحت همه حرفامو بگم و بعد از مدت ها ک برمیگردم نوشته هامو میخونم بعضیاش یادم نیست در چ مورد بوده چون خیلی راجبش توضیح ندادم..حالا میخام اتفاقایی ک افتاد از مرداد تا حالا ک ۱۲ دی ماه ۱۴۰۳ ساعت ۲۳:۴۴ دقیقه اس رو مرور کنم:

اون موضوع هیجان انگیزی ک توی آخرین اخبار گفتم چندان رضایت بخش پیش نرفت و خب مثل ی داستان بی سر و ته تموم شد البته شاید ی روزی دوباره شروع بشه ولی فعلا ک چشمم آب نمی‌خوره

خب دانشگاه دو هفته با تاخیر شروع شد و باید بگم اون استاد خوبه ای ک قبلا تر درموردش گفته بودمو اوکی کردیم واسه درسی ک این ترم داشتیم. جو کلاس فرق میکرد با اون ترم سه ولی خب مهم خود استاد و تدریسش بود ک بازم مثل همیشه عالی بود. شاید تغییر جو کلاسم بخاطر بزرگتر شدن منو دوستام بود ب هرحال دو سال از اولین باری که باهاشون کلاس داشتیم میگذره. یادش بخیر چقدر اون ترم خوب بود..

خب برگردیم ب یکم قبل تر از شروع دانشگاه تقریباً اوایل شهریور

ینی زمان شروع پیک کاری دفتری که میرفتم

واووه‌ه واقعا خسته شده‌ بودم از صبح تا هفت غروب همه روزه هفته واقعا دیگه خسته کننده بود. حتی هفته اول و دوم دانشگاهم بخاطر کار درست حسابی نرفتم واسه همین لب مرز حذف شدن بودم ولی خب نمیدونم چی شد یهو ک همه چیو کنسل کردم و ی دفعه حالا نمیشه گفت استعفا ولی خب ی جورایی استعفا دادم .. دقیقا وسط کاری ک داشتم جمع میکردم تقریبا ی هفته مونده ب اخر پیک کاری ینی هفته سوم مهر. نمیدونم چیشد ک ی مقدار دروغه چون دلایل خییلیییی زیاد و از انواع مختلف باعث این تصمیم شد. خودم ، خانوادم ، خود محیط دفتر و شرایط کار ، ترس ، نگرانی و ی چیزی ک از همه اینا وحشتناک تر بود..خیلی بد و وحشتناک. ولی خب گذشت و الان تقریبا دو ماه و نیمه ک دیگه اونجا نمیرم اما ی جای دیگه دوباره که چ عرض کنم سه باره دارم از اول شروع میکنم.. باورم نمیشه واقعا ک این همه شروع بی پایان ینی چی خب 🙁

خب موضوع بعدی اینکه اهااا نزدیک بود یادم بره من الان دو هفته اس ک دستم تو گچهههه چون شکستههه‌ ینی مو برداشته مچ دست چپم و دلیلشم اینه ک خوردم زمین اینکه کجا و چراشو نمیتونم بگم

الان شنبه هفته آینده امتحانات ترم شروع میشن و حس میکنم ب قدر کافی آماده نیستم حالا خوبه گچو تا اون موقع باز میکنم وگرنه کی بود ک با این دست بره دانشگاااه

تا همینجا بسه میدونم درواقع خیلی با حذفیات گفتم اما خب کلیت ماجرا گفته شد تا ببینیم سرنوشت از اینجا ب بعدو برام چی رقم می‌زنه.